
رفتی آخر برگزیدی خاک راآخرین غمنامه ی غمناک رابرگزیدی مامن افلاک را بی تو دریای دلم طوفانی استشعر در حلقوم من زندانی استبی تو حال واژه ها بارانی است رفتی اما زنده ای در شعرهاای خدای واژه های پر بهاتا ابد باشی به قلب و یادها ! رفتی و خاموش ماندی از سخنرفتی و آسوده کردی جان و تنای فدای تو، همه احساس من ! بی تو دریای دلم طوفانی استشعر در حلقوم من زندانی استبی تو چشم واژه هم بارانی است زود پوشیدی تو تنپوش کفنحال اشعار مرا کردی دغنای فدای جان بیمار تو، من ♥ سرد و غمناک است اکنون حال شهرطعم تلخ روزهای...
ادامه مطلب