یک سه پاره برای جان جانانم - تاریخ: 1405/5/7 ساعت: 3:55
يك سه پاره براي جان جانانمرفتی آخر برگزیدی خاک را آخرین غمنامه ی غمناک را برگزیدی مامن افلاک را بی تو دریای دلم طوفانی است شعر در حلقوم من زندانی است بی تو حال واژه ها بارانی است رفتی اما زنده ای در شعرها ای خدای واژه های پر بها تا ابد باشی به قلب و یادها ! رفتی و خاموش ماندی از سخن رفتی و آسوده کرد...
«غزل منتشر نشده از سخن سالار رحیم معینی کرمانشاهی فقید - تاریخ: 1405/5/7 ساعت: 3:55
«غزل منتشر نشده از سُخن سالار رحیم مُعینی کرمانشاهیِ فقید. «ارزشِ زن» . ای زن ز هم صدپاره کُن، آن بندها از دست و پا در کارگاهِ زندگی، تا پا به پا آیی مرا . در خِلقَتَت گیسو اگر، باید نهان از چَشمِ من عُریان چرا در زادنَت، شد زیورِ آن دوش ها . گر من نباید بِشنوم، روشن صدایِ دلکَشَت خلق از چه شد در آن...
يك سه پاره براي جان جانانم - تاریخ: 1401/9/27 ساعت: 19:18
رفتی آخر برگزیدی خاک راآخرین غمنامه ی غمناک رابرگزیدی مامن افلاک را بی تو دریای دلم طوفانی استشعر در حلقوم من زندانی استبی تو حال واژه ها بارانی است رفتی اما زنده ای در شعرهاای خدای واژه های پر بهاتا ابد باشی به قلب و یادها ! رفتی و خاموش ماندی از سخنرفتی و آسوده کردی جان و تنای فدای تو، همه احساس م...
«غزل منتشر نشده از سُخن سالار رحیم مُعینی کرمانشاهیِ فقید - تاریخ: 1401/9/27 ساعت: 19:18
.«ارزشِ زن».ای زن ز هم صدپاره کُن، آن بندها از دست و پادر کارگاهِ زندگی، تا پا به پا آیی مرا.در خِلقَتَت گیسو اگر، باید نهان از چَشمِ منعُریان چرا در زادنَت، شد زیورِ آن دوش ها.گر من نباید بِشنوم، روشن صدایِ دلکَشَتخلق از چه شد در آن گلو، در نُطفه بندی ها صدا.من از چه می باید نظر، بر غمزه هایَت نَفک...